تبليغاتX
عشق بازی آسمون

عشق بازی آسمون

تعطیل شد...

 

+ نوشته شده در دوشنبه نهم اردیبهشت 1387 18:31 توسط خانم گل |


ye ashena vali khili gharibe

ميشه خودتو معرفي كني؟

+ نوشته شده در جمعه بیست و سوم فروردین 1387 11:58 توسط خانم گل |


آرزوي ديرينه نيست مرا سكوت شب دوا .معشوق طبيب..

                          مرا گر دور كنند دلم جايي ديگريست نگاهم در نگاه دلبريست

اگر زير خرمن ها خاك بمانم  قلبم در گرو قلب ديگريست

                      يك لحظه ديدارش آرزوي بيش نيست ..... 

                                                دلسنگان را اين چنين آموخته اند مجنون را بي ليلي كنند.

ما تنها هديه اين دل سنگان را به گردن آويخته ايم

                           اما هنوز چشمه ي عشق در دلمان جاريست... 

 

دوستت دارم

 

 

 

سکوت دردناک است اما در سکوت است که همه چیز شکل میگیرد و در زندگی ما لحظه هایی هست که تنها کار ما باید انتظار کشیدن باشد.

  

زندگي مثل يه پل قديميه! به اين فکر نکن که اگه تنها ازش بگذري ديرتر خراب ميشه به اين فکر کن که اگه افتادي يکي باشه که دستتو بگيره

 

 

عشق یه سمه شیرینه ... بدون نسخه ی کسی که دوسش داری مصرفش نکن . از از دسترس بچه ها دور نگهش دار...و در محل تاریک ازش مواظبت کن

  

 

وقتی قلبت شکست خورد خورده هاشو یه گوشه نگه دار درسته که هیچ وقت مثل اولش نمی شه اما شاید بتونی تکه های گم شده ی یه قلب دیگه باشی . . .

 

 

 

 

روي قبرم بنويسيد مسافر بوده است

 بنويسيد كه يك مرغ مهاجر بوده است

بنويسيد زمين كوچه ي سرگردانيست

 او در اين معبر پرحادثه عابر بوده است

 صفت شاعر اگر همدلي و همدرديست

در رثايم بنويسد كه شاعر بوده است

 بنويسيد اگر شعري ازاومانده بجاي

مردي از طايفه ي شعر معاصر بوده است

مدح گويي و ثنا خواني اگر دين داريست

بنويسيد در اين مرحله كافر بوده است

          غزل حجرت من را همه جا بنويسيد

          روي قبرم بنويسيدمهاجر بوده است

 

 

  دلم تنگ است دلم اندازه حجم قفس تنگ است

سکوت از کوچه لبريز است صدايم خيس و باراني است

نمي دانم چرا در قلب من پاييز طولاني است

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه نوزدهم فروردین 1387 22:1 توسط خانم گل |


امروز هم تولد خودمه

تولدم مبارک

باید همینجا تشکر کنم از دوستای خوبم که برای تولدم سنگ تموم گذاشتن:

محبوب جونم با اون موش کوچولوی نازنازیش

ستاره جونم که تو وبلاگش تولدمو بهم تبریک گفت و تشکر به خاطر حلقه ی قشنگش که بهم کادو داد

زهره خانم

و همه ی بچه ها که برام پی ام گذاشته بودن

یه عالمه تشکر از همه ی دوستایی که نمی تونم اسمشونو اینجا بیارم

دوستون دارم

و بابای نازنینم به خاطر کادوش که از همه برام با ارزش تره

بابایی دوست دارم...

 

+ نوشته شده در جمعه شانزدهم فروردین 1387 10:48 توسط خانم گل |


((بهترین دوست من تولدت مبارک))

لبخند زدی و آسمان آبی شد

شب های قشنگ مهر مهتابی شد

پروانه پس از تولد زیبایت تا آخر عمر غرق بی تابی شد...

 

بهترینم هفدهمین سال تولدت مبارک

زیباترین آرزوهای دنیا در روز تولدت هدیه ی من است به تو

قشنگ ترین صدای زندگی من

 صدای قلب تو

و

قشنگ ترین روز زندگی من

روز تولد توست... 

 

+ نوشته شده در شنبه دهم فروردین 1387 11:54 توسط خانم گل |


چه زيباست بخاطر تو زيستن وبراي تو ماندن وبه پاي تو سوختن وچه تلخ وغم انگيز است دور از تو بودن براي تو گريستن وبه عشق ودنياي تو نرسيدن ای كاش ميدانستي بدون تو وبه دور از دستهاي مهربانت زندگي چه ناشكيباست

ميگي گل رو دوست داري ولي ميچينيش... ميگي بارون رو دوست داري ولي با چتر ميري زيرش... ميگي پرنده رو دوست داري ولي تو قفس ميندازيش... چه جوري ميتونم نترسم وقتي ميگي دوستم داري؟؟؟

نمي دانم عشق را بـر چه کاغذي بنويسم که هرگز پاره نشود. بـرچـه گلـي بـنويـسم که هـرگز پرپر نشـود. بـر چه ديواري بنويسم که هرگز پاک نشود. بـر چه آبـي بنويسم که هـرگز گل آلود نشود. وسرانجام بـر چه قلـبي بنويسم که هـرگز سـنگ نشود

 

گفتي كه مرا دوست نداري گله اي نيست/ بين من و عشق تو ولي فاصله اي نيست/ گفتم كه كمي صبر كن و گوش به من كن/ گفتي بايد بروم حوصله اي نيست/ پرواز عجب عادت خوبيست ولي حيف/ رفتي تو و ديگر اثر از چلچله اي نيست/ گفتي كه كمي فكر خودم باشم و آن وقت/ جز عشق تو در خاطر من مشغله اي نيست/ رفتي تو خدا پشت و پناهت به سلامت/ بگذار بسوزد دل من مسئله اي نيست

دستهایم بوی گل میداد مرا به جرم چیدن گل محکوم کردند اما کسی فکرش را هم نکرد که من در آن نزدیکی گلی کاشته بودم

 وفا داري را بايد از نيلوفري آموخت که به دور هر شاخه اي ميپيچد در آغوشش ميميرد

دلم گرفته از آدم هايي که مي گن دوست دارم اما معني شو نمي دونن از آدم هايي که مي خوان مال اونا باشي اما خودشون مال تو نيستن از اونايي که زير بارون برات مي ميرن و وقتي آفتاب مي شه همه چيز يادشون ميره 

 

دلم همچو آسمان، پر از ابرهاي باراني است، اي کاش دلم امشب بگريد، شايد که بغض عشق در چشمانم بشکند

اولين کسي که عاشقش ميشي دلتو ميشکونه و ميره .

دومين کسي رو که دوست داشته باشي

و از تجربه قبلي استفاده کني دلتو بدتر ميشکنه و ميزاره ميره .

بعدش مياي ديگه هيچ چيز واست مهم نيست

و از اين به بعد ميشي اون آدمي که هيچ وقت نبودي .

ديگه دوست دارم واست رنگي نداره ..

و اگه يه آدم خوب باهات دوست بشه تو دلشو ميشکوني

که انتقام خودتو ازش بگيري و اون ميره با يکي ديگه ...

اينطوريه که دل همه آدما ميشکنه و عشقي وجود نخواهد داشت . 

+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم فروردین 1387 8:24 توسط خانم گل |


((سال نو مبارک))

 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386 18:1 توسط خانم گل |


اگر مي دانستم

                پايان قصه ي عشق تلخ و غم انگيز است

 اگر مي دانستم

               پايان عشق جدايي است

                                               هيچ گاه عاشق نمي شدم...

 

         طبيبان بر سر بالين من آهسته مي گفتند

                 كه امشب تا سحر اين عاشق دلخسته مي ميرد

                             ز هرجا بگذرد تابوت من غوغا به پا خيزد

                                       چه سنگين مي رود اين مرده از بس آرزو دارد

 

                                          

       

سيب سرخي را به من بخشيد و رفت

ساقه ي سبز دلم را چيد و رفت

                 عاشقي هاي مرا باور نكرد

                 عاقبت بر عشق من خنديد و رفت

                                    اشك در چشمان سردم حلقه زد

                                     بي مروت گريه ام را ديد و رفت

                        

                           چندي است كه بيمار وفايت شده ام

                           در بستر غم چشم به راهت شده ام

                              اينك تو بدان اگر بميرم روزي

                          مسؤل تويي كه من فدايت شده ام(enzo)

             

            سهم من از تو دوريه تو لحظه هاي بي كسيم

            قشنگيه قسمت ماست كه ما به هم نمي رسيم...

 

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386 10:17 توسط خانم گل |


تو را آتش عشق گر پر بسوخت

 

مرا بين كه از پاي تا سر بسوخت

 

 

 

دوستت دارم

د:داشتن تو حتی برای لحظه ای به تمام عمر بی کسیم

می ارزد همچون دیوانه ای که لحظه ای داشتن تو را در تمام

رویا هایش باور می کند

و:وابسته ي تپش های قلب عاشقت هستم که به روح ساکن

من حیات می بخشد

س:سر سپرده نگاه عاشق توام لحظه ای که مرا در آغوش

گرمت میهمان میکنی

ت:تک ستاره شب های بی فانوسم شدی روزی که از خدا

تکه ای نور طلب کردم

ت:تپش های قلبم در گرو عشق توست که در گرو زندگیم جاریست

د: دوری از تو را باور ندارم حتی در رویا که من ذره ای از وجود

عاشقت گشته ام

ا:آرام دل بی قرار و عاشقم در چشمان روشن تو موج می زند

وقتی به نا آرام اشک هایم می نگری

ر:راز مرگ دلتنگی هایم روزیست که دستان گرم تو پناه دستان

سرد و بی نصیبم باشد

م:مهتاب می سوزد تا ابد در آتش عشقت که درد را به جان خریده

است در بازار عاشقی

 

 

 

بدترين شكل دلتنگي براي كسي آن است كه در كنارش باشي و بداني كه هرگز به

 او نخواهي رسيد

 

 

 

هميشه با بدست آوردن اون كسي كه دوستش داري نمي توني صاحبش بشي ، گاهي وقتا لازم هست كه ازش بگذري تا بتوني صاحبش بشي ، همه ما با اراده به دنيا مي آييم با حيرت زندگي ميكنيم و با حسرت ميميريم اين است مفهوم زندگي كردن ، پس هرگز به خاطر غمهايت گريه مكن و مگذار اين زمين پست شنونده آواي غمگين دلت باشد افسوس آن زمان كه بايد دوست بداريم كوتاهي ميكنيم آن زمان كه دوستمان دارند لجبازي ميكنيم وبعد براي آنچه از دست رفته آه مي كشيم

 

 

گفت : ميخوام برات يه يادگاري بنويسم

گفتم : كجا؟

گفت : رو قلبت

گفتم: مگه ميتوني؟

گفت : آره سخت نيست

گفتم : باشه چرا معطلي؟ بنويس تا براي هميشه پيشم بمونه

يه خنجر برداشت

گفتم اين چيه؟

گفت : هيسسسسسسس

ساكت شدم

خنجرو برداشت و با تيزي خنجر نوشت دوستت دارم

اون رفته

كجا؟ نمي دونم

اما هنوز زخم خنجرش رو قلبم مونده

 

 

 اگر دوست داشتن تو گناه است پس من بزرگترين گناهكارم و اما عشق تو تمام وجودم را فرا گرفته همگان نهي مي كنند مرا و دوري از عشقت را مي خواهند من ايستاده ام بدون پناه و ياور تنهايي و بي تو بودن سخت است اما من تسليم تقديرم آرام باش تا دلم آرام گيرد خدايا بشنو پيغام عشق مرا...

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم بهمن 1386 16:15 توسط خانم گل |


Merry christmas

 

((كريسمس مبارك))

+ نوشته شده در دوشنبه دهم دی 1386 11:19 توسط خانم گل |


 

دوستت دارم به چشمانی که رنگش رنگ شبهاست

           به آن نازی که در چشم تو پیداست

                 به لبخندی که چون لبخند گلهاست

                        به رخسارت که چون مهتاب زیباست

                              به گلهای بهار و عشق و مستی

                                       به قرآنی که او را می پرستی

                                               قسم ای نازنین تا زنده هستم

                                                          تو را من دوست دارم

                                                                      می پرستم...

دوستی مثل سیمان خیس می مونه

هرچی بیشتر بمونی رفتنت سخت تره

وقتی هم که رفتی

جای پات برای همیشه می مونه

 

عشق با روح شقایق زیباست

عشق با حسرت عاشق زیباست

عشق با نبض دقایق زیباست

عشق با زهر حقایق زیباست

عشق با در حسرت دیدار تو بودن زیباست...

من به آن چشم قشنگ تو گرفتار شدم

تشنه ی آمدنت تشنه ی دیدار شدم

        تو به من از دل و جان مهر و محبت دادی

رفتی و بار دگر یار شب تار شدم

 

زرد است که لبریز حقایق شده است

تلخ است که با درد موافق شده است

عاشق نبودی وگرنه می فهمیدی

پاییز بهاریست که عاشق شده است...

بوسه تنها تصادفی است که پلیس راه ندارد

 دریای غم تنها دریایی است که غم ندارد

                قلب تنها چیزی است که شکستنش صدا ندارد
 
         عاشقی تنها دردی است که درمان ندارد
 
 
 
هر وقت که دلم برات تنگ می شه میام پشت قلبت در می زنم
پس هر وقت که دلت لرزید بدون که من دلم برات تنگ شده...
 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386 14:43 توسط خانم گل |


لبخند ابری منو ببخش به خوبی خودت

دلم رو هدیه می کنم واسه شب تولدت

تولدت مبارک زهره جونم

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم آذر 1386 14:3 توسط خانم گل |


 

به همه لبخند بزن اما با يك نفر بخند

همه را دوست داشته باش اما به يك نفر عشق بورز

تو قلب همه باش اما قلبت هميشه براي يه نفر باشد.

 

                       

به راستي چقدرسخت است خندان نگه داشتن لب ها در زمان گريستن قلب ها و تظاهر به خوشحالي در اوج غمگيني و چه دشوار و طاقت فرساست گذراندن روزهايي تنهايي و بي ياوري درحالي كه تظاهر    مي كني هيچ چيز برايت اهميت ندارد اما چه شيرين است درخاموشي وتنهايي به حال خود گريستن و باز هم نفرين به تو اي سرنوشت.

 

ديشب نشستم گريه كردم ... واسه دل خودم  ... واسه دل تو 

واسه غصه ي پاييز.. واسه تنهايي ميخك توي دفتر شعرم .. واسه سربلندي كاج تو زمستون .. واسه پروانه كه سوخت .. واسه شمعي كه آب شد تا از قطره هاش ياد بگيرند كه سوختن يك طرفه هم ميتونه باشه

                             

تو ميروي و من فقط نگاهت ميكنم، تعجب نكن كه چرا گريه نميكنم، بي تو يك عمر فرصت براي گريستن دارم اما براي تماشاي تو همين يك لحظه باقي است...

                      

 

صد بار قسم خوردم كه نام تو رو بر زبان نياورم. ولي افسوس قسمم هم نام تو بود

 

در نگاه كساني كه پرواز را نمي فهمند ، هر چه بيشتر اوج بگيري كوچكتر خواهي شد

                            

وقتي از مادر متولد شدم ،صدايي در گوشم طنين انداخت. كه بعد از اين با تو خواهم بود به اوگفتم كه كيستي ؟ گفت : غم فكر كردم غم عروسكي خواهد بود كه من بعدها با او بازي خواهم كر د ولي بعدها فهميدم ! كه من عروسكي هستم در دستان غم

استكان از دستم افتاد شكست پدرم ناراحت شد * مارم حرص خورد * برادرم گفت قشنگ بود * خواهرم گفت مال من بود ؟؟؟اما وقتي قلبم شكست هيچ كس چيزي نگفت *بميرم اي دل كه بي صدا شكستي...

 

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه چهارم آذر 1386 14:19 توسط خانم گل |


براي عشق تمنا كن ولي خار نشو.

 

براي عشق قبول كن ولي غرورت را از دست نده.

 

براي عشق گريه كن ولي به كسي نگو.

 

براي عشق مثل شمع بسوز ولي نگذار پروانه ببينه.

 

براي عشق پيمان ببند ولي پيمان نشكن.

 

براي عشق جون خودتو بده ولي جون كسي رو نگير.

 

براي عشق وصال كن ولي فرار نكن.

 

براي عشق زندگي كن ولي عاشقانه زندگي كن.

 

 

براي عشق بمير ولي كسي رو نكش.

 

براي عشق خودت باش ولي خوب باش.

 

 

کاش مي شد سرزمين عشق را

 در ميان گام ها تقسيم کرد

کاش مي شد با نگاه شاپرک
عشق را بر آسمان تفهيم کرد

 کاش مي شد با دو چشم عاطفه

 قلب سرد آسمان را ناز کرد

کاش مي شد با پري از برگ ياس

 تا طلوع سرخ گل پرواز کرد

 

 

تو را گم مي كنم هر روز و پيدا مي كنم هر شب
بدين سان خوابها را با تو زيبا مي كنم هر شب
تبي اين گاه را چون كوه سنگين مي كند آنگاه
چه آتشها كه در اين كوه برپا مي كنم هر شب
تماشايي است پيچ و تاب آتش ها .... خوشا بر من
كه پيچ و تاب آتش را تماشا مي كنم هر شب

 

                          

      

عشق معنای شعر است

الهام رؤیا هاست

هیجان رقص است

موسیقی آوازهاست

عشق شور و شوق روح است

احساس قلب است

عشق شعر رؤیاهاست

رقص آوازهاست

و

روح قلب هاست...

 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386 11:10 توسط خانم گل |


+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم آبان 1386 17:1 توسط خانم گل |


 

+ نوشته شده در شنبه دوازدهم آبان 1386 10:9 توسط خانم گل |


مادر بزرگم را ديده بودم كه هر وقت بارون ميومد مي رفت كنار پنجره، دستاشو بلند مي كرد

 و از ته ته دلش دعا ميكرد.اون ميگفت وقتي بركت خدا روي زمين ميريزه  بهترين  موقع

 براي دعا  كردنه ميگفت نميشه كه وقت بارون اومدن يه دعايي بكني و دعات اجابت

 نشه.داره بارون مياد ميخوام برم كنار پنجره تا نفس دارم گريه كنم از ته

 دلم دعا كنم ...دعا نميكنم كه تا ابد پيشم بموني دعا نميكنم كه فقط

 منودوست داشته باشي دعا نميكنم كه بهم خيانت نكني دعا ميكنم

زندگيت اونجوري كه تو دوست داري بشه  دعا ميكنم هيچ

وقت رنگ  غمو نبيني ..دعا ميكنم هرجاهستي و با

هر كي هستي خوشبخت باشي دعا ميكنم تا ابد

زنده  باشي  حتي  اگه زنده  بودنت  به